برای مردم داغديده ام گريستم

خداوندا رنج مردم من كي پايان مي پذيرد .... خدايا تا كي بايد رنج كشيد و ديندار بود ؟ وطن من !چرا ؟ چرا بايد در اوج زيبائي زشت تجربه كنيم ؟ مردم زيباي من چرا بايد راههاي قديمي را بپرستيم ؟ كو آن كتابها؟ كجاست تاريخ ؟... خدامي گريد !.... خوب بنگر كه او مي گريد! .... اشكهايش از چشمان من و تو جاري مي شوند ..... چشمان زنان داغديده ....... مردان سيلي خورده ....... كودكان حسرت كشيده ....... كجائيد بزرگان .... جامه مي پوشيد ؟ يا كفشهايتان را مي جويد؟ يا اينکه مهر داغ می کنيد؟ کجائيد ؟ بيائيد به قلبهای داغ شده مهر بزنيد و بنويسيد باطل شد ... نمازتان و هرچه که برای خدا خوانديد به راستی که باطل شد و قلب خدا که چه بسيار کدراست .... استشمام کنيد و بگوئيد خدابا ماست  ......... چرا بايد بي گناه مرد؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 1 نظر / 4 بازدید
سروش

خورشيد روشن ما رو دزديدن....زير اون ابرای سنگين کشيدن...سلام....وبلاگت خيلي قشنگه.مثل بارون جنس رويا.رويايي هستي. خوشحال ميشم به من هم سر بزني...موفق باشي