نوشته ای از آلبرکامو

آيا توجه کرده ايد که احساسات ما را تنها مرگ بيدارمی کند ؟ رفيقانی را که تازه از ما دورشده اند چه دوست می داريم ... مگرنه ؟ آن عده از استادانمان را که دهانشان پراز خاک است و ديگر سخن نمی گويند چه می ستاييم ! در اين صورت ... بزرگداشت آنان طبيعتاْ در ما پا می گيرد . همان بزرگداشتی که شايد آنها در همه عمر از ما انتظارش را داشتند . ولی آيا می دانيد برای چه ما هميشه نسبت به مردگان منصف تر و بخشنده تريم ؟‌ دليلش ساده است ! با آنها الزامی در کار نيست . ما را آزاد می گذارند ... ما می توانيم هروقت فرصت داشتيم ... بزرگداشت آنان را بجا آوريم .

انسان چنين است . دوچهره دارد : نمی تواند بی آنکه به خود عشق بورزد ديگری را دوست بدارد .

برای من ماجرای مردی را نقل کرده اند که دوستش به زندان افتاده بود و او شبها برکف اتاق می خوابيد تا ازآسايشی که دوستش از آن محروم شده بود ... لذت نبرد . چه کسی برای ما بر زمين خواهد خفت ؟

/ 4 نظر / 5 بازدید
گل پری

دیگه که دلت نگرفته؟ ... راستی اینا همش که حرفای آلبر کامو نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گل پری

اما در مورد اون مرده پرستی و این جور صحبتا باهات کاملا موافقم. همینطور اون دلیلی که آوردی جالب بود.(همون آزاد گذاشتن)

گل پری

سلام . از همین اول شروع می کنم به اظهار فضل: در مورد اون چیزی که برات نقل کرده اند باید بگم که به نظر من اون مرد اصلا کار درستی نمی کرده. دوستش در حال تاوان دادن بوده. تاوان به خاطر کاری که کرده . حالا اون چرا باید به خاطر کاری که نکرده خودش رو هم سطح دوستش قرار بده؟؟؟ این با موضوع احساسی برخورد کردن ِ بیش از اندازه س که من اصلا قبولش ندارم.

گل پری

می بینی چه بارون با حالی اومد؟ امروز هم که آسمون همش تهدید به برف باریدن می کرد. // آسمونت همیشه پر ستاره //