من

اين من هستم ،  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

.

.

.

مردي ميانسال ، آويخته به ديوار، دركنارزني ، پنهان درقاب

 واين هلهلة شيرين ، كه مي نوازد موسيقي

وعشقي درگلدان ، كه واژه مي سرايد

وهمين چندروزباقيمانده

درپيش رو

وآن خاطرات گمشده ، كه حمل مي شود روي كتفهايمان

گنج ديوارعشق ،درسكوتي بي فرياد،گم مي شوي

 يك لحظه باقي است ، براي درهم تنيدن

هنگامي كه آرامش شيرين تملق ،

روبه رويت مي نشيند

لمس مي كند

گونه ات را

.

.

.

سرخ می شود بسيار !

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
فكر كن leon

خوبه ولی اين پيامو برای (غم ) ميذارم . ديوونم کرد . مرسی ازاينکه اينقدر اين نوشته قشنگ بود واقعا تحت تاثير قرار گرفتم . مخصوصا الان که مادرم حالش خوب نيست و کنارم نيست حيف که نمی تونم الان ببينمش والا سرم و ميذاشتم رو پاهاش و اين متن و براش ميخوندم . خلاصه خيلی خوب بود . مرسی

گل پری

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام !!! آفرین . قشنگ بود. راستی متن مال خودته دیگه؟

گل پری

یه چیزی: فونت این متن و متن پایینی رو درست کن . کلمه ها همشون توهم توهمن :(