اين داستان واقعيت ندارد !

پسرک به دخترک گفت : دوستت دارم

قلب دخترک لرزيد و با لبخند گفت :‌راست می گوئی ؟

پسردرحاليکه اندام دخترک را به سمت خود می کشيد گفت : عاشقت هستم !

دخترک اشکی از چشمانش جاری شد و فرياد زد : راست می گوئی ؟

پسرک درحاليکه لبهای دخترک را می بوسيد گفت : تورا ازجانم نيزبيشتردوست می دارم !

دخترک خاطرات زردش را به دست باد سپرد و گفت : راست می گوئی ؟

پسرک درحاليکه گيسوان دختررا چنگ می زد گفت : حاضرم برايت جان دهم !

دخترک درحاليکه تمام بزک های صورتش را پاک می کرد گفت :‌راست می گوئی ؟

پسرک درحاليکه نگين های انگشتر دختر را می شمرد گفت : تنها برای تو جان می دهم !

دخترک تمام نگين های انگشترش را به اوداد و گفت : راست می گوئی ؟

پسرک در حاليکه از شوق دربرگرفتن اندام دختر صدايش می لرزيد گفت : تو را ازتمام لحظه ها بيشتر دوست می دارم !

دختر نورچشمانش را آزاد کرد و گفت : راست می گوئی ؟

پسرک در حاليکه لباس دختر را ازهم می دريد گفت : مجنون وار دوستت دارم !

دخترک اين بار قلبش را ازدرون جسم جوانش بيرون آورد و گفت : راست می گوئی ؟‌

پسرک در حاليکه با قلب بازی می کرد پشت سرهم فرياد زد : تو جان منی ... جانان منی ... دوستت دارم ... دوستت دارم !

دخترک قلب خود را به دستان پسر آويخت و روح خود را از قالب تن بيرون آورد  و فرياد زد : با من می آئی ؟

پسرک دست خود را پس کشيد . ترسيد و گريخت !

/ 6 نظر / 6 بازدید
فكر كن Leon

قشنگ بود . ولی از اولش آخرشو می دونستم . چون خيلی ها رو دورو برم ديدم که ايجوری بوده زندگيشون و سرنوشتشون . ولی هميشه از طرف پسرا هم نيست خيلی از دخترا با قلب پسرا بازی ميکنن . ببخشيد ولی واقعيت داره و تلخه واقعيت . مگه نه ؟

گلناز

ممنون که به من سرمی زنی ... دوست خوب من (لئون فکرکن ) . متشکرم

yaser

سلام مرسی که سر زدی .... من بودم می رفتم معلوم ميشه پسره عاشق نبوده ...من حاضرم جانم را برای معشوقم بدهم

yaser

من اپم ..خوشحال می شوم بار ديگر عطر وجودت را استشمام کنم

گل پری

الان خیلی سرم شلوغه ولی سعی می کنم در اسرع وقت آپ کنم.//آسمونت همیشه پر ستاره//