بانو

بانوئی را سراغ دارم که در همين نزديکی زير گنبدهای طلائی سرنوشت گيسوان کمندش را می بافد و پاهای بلندش را روی موج های پی درپی دريای آبی تکان می دهد و هنگامی که قلبی می تپد سرش را بالا می گيرد و با دستهای ظريفش سوی آسمان پرواز می کند .

/ 6 نظر / 6 بازدید
شب و شعر

و حتما دلش را هم در يک نی لبک چوبين می نوازد آرام آرام؟

آرش

سلام مرا هم به ان بانو برسان...

آبجی کوچیکه

سلام . امروز تولد گل پری اگه می خوای خوشحالش کنی بهش یه سر بزن . من قراره سورپریزش کنم و به همه لینکاش برم و بگم که امروز تولدشه !!!!!!!!!!!!

گل پری

الان که اومدم تو وبلاگت فهمیدم که از کجا فهمیدی و این آبجی کوچیکه عجب بلاس!!!

گل پری

سلــــــــــام گلناز جونم.مرسی به خاطر تبریکت و شرمنده که نشد ه بهت سر بزنم.

گل پری

نوشته ات هم مثل همیشه زیبا بود. تونستم چهره ی بانویت را مجسم کنم.