گذر عمر چه احساس ترسی به من می دهد وقتی می بینم هزاران نکته هست که هنوز نمی دانم و هزاران تجربه هست که فرصت امتحانش هنوز میسر نشده است و شاید هرگز هم نشود . احساس می کنم چقدر عجله دارم و چقدر فرصتم کم است برای اینکه کسی باشم یا بهتر بگویم برای خودم کسی شوم . وقتی که به دنیا می نگرم می بینم همه مثل هم هستیم و همه به نوعی در تلاشیم که مثل هم نباشیم . دوست دارم خاص باشم می دانم که عابرین خیابان باریک و پیچیده ای که از آن می گذرم نیز همین را درمورد خودشان دوست دارند و آرزو می کنند و این یعنی رقابت . گاهی اوقات به این فکر می کنم که من در آن داستان قدیمی ، خرگوش هستم یا لاک پشت ! واز این می ترسم که در پایان راه زندگی به جواب این سوال برسم . گاه به این می اندیشم که خداوند از این زندگی های تکراری و روزهای تکراری خسته نمی شود . از این آدمهائی که می آیند ، زندگی می کنند ، می میرند . این همه تکرار برای او خسته کننده نیست ؟ آیا گاهی پشت به دنیا نمی کند و نمی گوید هرچه می خواهید بکنید ، بکنید ! شاید جنگهائی که می شود ، ظلم هائی که می بینیم ، خشونتهای که به وجود می آید ، خون هائی که ریخته می شود ، حق هائی که خورده می شود ، کلاه هائی که برسر این و آن گذاشته می شود ، حاصل همین شانه بالاانداختن های خدا است ! چند روز پیش مادرم گفت : اگر فکر کنی انسانی معمولی هستی ، تبدیل به انسانی خاص می شوی و اگر فکر کنی که انسانی خاص هستی ، تبدیل به انسانی معمولی می شوی ! شاید چکیده حرف های مثلا حرفم این چند مصرع کوتاه من باشد !

 این منم

زنی معمولی

 با کوله باری از اندوه

و کمی خوشحالی

و دنیای پیش رویم

باآدمهایی تکراری

و زندگی اجباری

گرچه عشق می ورزم به آن

با تحملی ناگریز

برای گذران  روزهایی تکراری

 همراه با خدائی

که اینجاست !

 می نگرد مرا

بااحساس ، بااحساس !

وفرصتی پس شیرین

 درساعات خوش « انسان ماندن »

 وامتحان سخت « انسان مردن »

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل پری

عزیزم خیلی حرفا دارم راجب این مسئله . ولی الان اصلا وقتش رو ندارم. چون همونطور که داری ساعت رو میبینی دیر وقته و من هم تا الان بیدارم و دارم درس می خونم. زنگ تفریح دادم به خودم که بیام پیش آبجیم.

گل پری

اگه تونستم بازم میام. فعلا... *** آسمونت همیشه پر ستاره باد ***

پرنيا خانم

زنی معمولی... چه جالب نوشتی صوفی اسمته؟ صوفی شخصیت یکی از کتابایی که خیلی دوستش دارم...

پرنيا خانم

سلام صوفی عزيزم.. نه اون کتاب نبود..اسمشو خاطرم نيست.ماجرای يه دختر جنگجوييه که به خاطر پدروبرادرش که کشته شدن مي جنگه.. مرسی از لطفی که نسبت به قالبم داشتی.. راستی صوفی با سوفی؟تو وبلاگت هردوش هست

مهدی معارف

سلام دوست خوبم ==== ==== برکه ی مهتاب به روز شده است مشتاقانه منتظر نظر ارزشمند شما خواهم ماند شاد و در پناه حق بمانید...

گل پری

سلام عزيزم به روز کردم با مطلبی در مورد حجاب. خوشحال ميشم نظر تو رو هم بدونم

امير

سلام/ازتوشته قشنگت به اندازه ي بهونه هاي قشنگت براي بودن لذت بردم/منم با 6 رباعي زهرايي به روزم/موفق باشيد

سید حسین سجادی

سلام. شايد توی بعضی موارد درست باشه ولی بعضی از موارد اگر سعی کنید معمولی باشيد, معمولی می شويد. بايد خودتان را از بعضی چيزها بکنيد... به اميد ظهورش و در پناه خداوند هميشه موفق باشيد. خدانگهدار.