سوفي

روسپی - صوفي بانو


صوفي بانو
روسپی

باور کن حاملگي ام را

که اينجا

درچنگال گردباد

سقط مي کنم

کودک نازاده ام را

و به يا دآن روز

که گفت دختري روسپي

درروزي سرد

از تپش قلبش

 

فقط يک با ر

هنگام لمس تني

که از آن او نبود

و تو، 

 

مرا

به ياد انداختي 

به ياد 

 

آن سرخ سياه روي

 

که روزي با اندوه

 

از عقده هاي درونش

 

شعر بافتم 

و امروز

که مي پندارم

چه پاک بود

دختري روسپي

درلجنزار شهوت

فقط يک بار

گوش کن

فقط يک بار

فقط يک بار

قلبش تپيد

ازاميدي

که به پاک بودن داشت !

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٥ - سوفي