سوفي

جام - صوفي بانو


صوفي بانو
جام

شراره های غم برمن بباريد

گونه هايم را سرخ كنيد ، برسرنوشتم استوارگرديد

ناله هاي شبانه به سويم بيائيد ، دربرمي گيرمتان « عاشقانه »

عشق هاي « خام » من اينجام

دربسترسكوت ، هجر مي نالم ودركنارآتش سرخ هنوز « سبزم »

ديوارهاي مرجاني ، برمن بريزيد

مرا به دار آويزيد ولبخند بزنيد

روح سركشتان كجاست ؟ صيد اينجاست

بيائيد روي غرور من كيك بخوريد

و با صداي « سلام » من « خداحافظي » كنيد

واژه هاي دروغين را با صداقت عنوان كنيد

و برايم از لذت دروغين عشق « شراب » بسازيد

هوس را با منطق خود چرب كنيد و آن را با آرامش ميل كنيد

من اينجام

استواروهنوزهم قامتم بلند است

شايد دوست داشتي « گونه اي » دگرباشم

حيف !

من هنوزهم « شراب » مي نوشم !

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٤ - سوفي