سوفي

صوفي بانو


صوفي بانو
 

آرام و لطيف
روبه رويم بنشين
فقط يک لحظه فرصت بده
شانه هايت خواهند گفت
ازخاطراتي که برباد رفت
 
سنگ و باد
بلند شو برو
فقط يک لحظه فرصت داري
چشمهايت خواهند گفت
دوستم داري
 
روح و موج
با تو مي آيم
فقط يک لحظه به من فرصت دادي
که دستهايت را بفشارم
و بگوئي که دوستم داري
 
زندگي و سرنوشت
روي دستهايم نوشت
که به سويم آمدي
سلام و چه خوب وقتي آمدي
 
عشق عشق
لحظه را يافتم
در آغوشت جاي گرفتم
غمهايم رفت
 
 
لحظه لحظه
چه دير يافتم
كه زود عاشقم شدي
و چه زود يافتم
كه عاشقت شدم
 
من عاشقت شدم !

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٤ - سوفي